بعدم با بچه ها رفتیم وسط نمیدونم چرا انقدر از توجه سامیار خوشم میومدو دوست داشتم از ته دل باشه نه مصنوعی ولی اون وسط خیلی وضعش بد بود به قول اتردین پر بود از این پسرای آشغال با ریتم رقص یه چرخ زدم که صاف رفتم تو یه آغوش آشنا یه تکیه گاه امن یه بوی مست کننده یه پسر چشم عسلی که کم کم داشت برام مهم می شد سامی دستشو انداخت دور کمرمو منو چسبوند به خودش نمیدونم چرا اصلا از این کارش خوشم نیومد یعنی دروغه که بگم خوشم نیومدا اتفاقا خرکیف شدم ولی نمیدونم چرا حس اینکه دارن ازم استفاده میکنن بهم دست دادو یکم خودمو ازش دور کردمو دستمو گذاشتم رو شونه های پهنو مردونه اش که یه آهنگ ملایم زدن ولی اون دوباره فاصله ها رو از بین بردو سرشو کرد تو گودی شونمو یه نفس عمیق کشید که مور مورم شد دهنشو چسبوند به گوشمو گفت سامی-می بینم خانومم استعداد خوبی تو رقص داره
اه لعنتی اینطوری نکن من باید فقط به درسم فکر کنم نه چیز دیگه نه به این پسری که نسبت بهش یه حس عجیب داشتم نه به نگاه عسلی که تموم وجودمو چسبونکی و شیرین می کرد نه به این شونه های پهنو مردونه که برام بعد از پدرم بهترین تکیه گاه بود بی توجه به حرفش سرمو چرخوندم ببینم شقایق رو پیدا میکنم یا نه که دیدم جاش بغل آقاشون خوبه کمر باریکش اسیر حصار دستی بود که توی نگاهش مثل سامی و اتردین هزار تا حرف بود
سامی-نفس اسم عطرتو نگفتی
بعد دوباره توی گردنم یه نفس کشید و فشار دستاشو دور کمرم بیشتر کرد احساس می کردم روی کمرم دوتا تیکه آهن داغ گذاشتن سرشو یکم آورد بالاو لاله گوشمو بوسید لعنتی انگار هر تماسی که باهام داشت همونجا رو آهن داغ میذاشتن سعی کردم دوباره بی تفاوت باشم سرمو چرخوندمو اتردین با میشا رو دیدم اتردین همچین نگاش می کرد که منم شک کردم که میشا میخواد فرار کنه آیا؟ که ایشون اینطوری زل زدن بهش
من-تبریک میگم بازیگرای خوبی هستین
سامی سرشو از تو گردنم در آوردو پیشونیشو چسبوند به پیشونیمو دوباره نگاشو قفل کرد تو نگام کمرم زندانی دستای قوی و مردونش بود با یه حالت سوالی نگام کرد بعد انگار جمله رو برای خودش باز کرد نگاش فقط یک ثانیه یک ثانیه رنگ ناراحتی غم رنجیدگی پیدا کرد طوری که شک کردم اصلا درست دیدم یا نه چون بعد یک ثانیه نگاش شیطون شدو گفت
سامی-مااینیم دیگه بعد یه چشمک بهم زد که ته دلم هری ریخت پیشونیشو از پیشونیم جدا کردو چونه اشو گذاشت روی سرم سرم دقیقا روبه روی گردنشو زیر گلوش بود نفس کشیدم سعی کردم عمیق ترین نفسی که توی این 20 سال کشیدمو بکشم که بوی عطر تنش ادکلن خنکش داغی حرارتی که از گلوش میزدو باعث میشد نفسم گرم بشه همه و همه توی ذهنم حک بشه سامیار داری باهام چیکار میکنی با تموم شدن آهنگ چونه اشو از سرم جدا کردو روی چشمامو بوسید
پیش خودم گفتم خیلی نامردی سامیار همه ی وجودمو آتیش زدی دیگه چه کاری با چشمام داشتی که اونارو هم بوسیدی سامیار - به نفعته از پیش من جم نخوری اگه دوست داری دعوا نشه
آخه لعنتی تو اگه منو دوست نداری این توجهت بهم دیگه چیه چرا انقدر روم حساسی
من-یعنی انقدر کله شقی که دعوا راه بندازی
زل زد تو چشمامو جوابی داد بهم داد که هستیمم اتیش زد
سامی-به خاطر یه نفس به خاطر تو هر کاری میکنم دعوا که سهله
با صدای تفضلی سرمو برگردوندم یعنی تازه اومده یا از اولم بودو سامیار به خاطر اون اون حرفارو زد سامی دستشو حلقه کرد دور کمرمو منو چسبوند به خودش خدا صدامو میشنوی ازت یه سوال دارم این اسمش دوریه یا نزدیکی؟ بدجور تو جوابش موندم تو بهم بگو
تفضلی-به به زوج جوان و عاشق آتیش شما از اون یکی ها تند تر ها
من که اصلا پیش این تفضلی حرف نمیزدم پس هیچی نگفتم و سرمو تکیه دادم به سینه امن سامی
سامی-چطور آقای تفضلی؟
تفضلی-عاشقیا جوون اون سری در اتاق
من که دیگه سرمم انداختم پایین ولی صدای قهقه ی سامی بلند شدش
سامیار-در اینکه عاشقم که هیچ شکی نیست ولی اینکه آتیش ما تند تره یا بقیه والا من نمیدونم
خیلی بیشعوری سامی خجالتم خوب چیزیه تفضلی یه خنده کردو رفت
سامی-نفسی چشم عسلی نقره ای شما چرا جلوی این تفضلی ساکت میشی
من-تو به جای من حرف میزنی دیگه ولی دوسه بار این میشا رو ضایع کرده منم طاقت اینکه یکی ضایعم کنه جوابشو ندم ندارم میترسم جوابشو بدم از خونه بیرونمون کنه
دستاش دور کمرمو شکمم محکم تر شدو سرشو از سرشونم خم کرد روم